الشيخ عباس القمي

424

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

كند ما بين ركن و مقام ، پس ملاقات كند خدا را به غيرِ ولايت ما اهل بيت ، هر آينه ملاقات كرده خدا را به مرگ جاهليت كه بر كفر باشد . « 1 » و در اين روز ، سنهء 501 ، وفات كرد صدقة بن منصورِ مزيدى اسدى ، ملقّب به سيف الدوله . « 2 » و او مردى حليم و كريم و عفيف و شجاع بوده « 3 » و خانهء او در بغداد محل امان خائفان بوده و او از شيعيان با اخلاص امير المؤمنين عليه السلام است ، بلكه سلسله جليلهء بنى اسد كه ايشان را مزيدى نيز خوانند و در عراق عرب امارت داشتند ، تمام شيعه بوده‌اند و سيف الدوله همان است كه در حدود سنهء 498 ، شهر حلّه را بنا كرد و از اين جهت آن بلد را سيفيه گويند . از اصبغ بن نُباته مروى است كه : در مسافرت امير المؤمنين عليه السلام به صفين من در خدمت آن جناب بودم ، بر بالاى تلى بر آمد و اشاره فرمود به نيستانى ما بين بابل و تل ، و فرمود : مدينه و چه مدينه ! گفتم : اى مولاى من ، مىبينم شما را كه نام شهر مىبريد ، آيا در اينجا شهرى بوده و آثارش محو گشته است ؟ فرمود : نه ، و ليكن بعدها شهرى بنا شود كه او را حلّهء سيفيه گويند ، بنا كند او را مردى از بنى اسد و در آن بلد ، مردمان اخيارى پديد آيند كه « لَو اقسم أحد هم على الله لأبرّ قسمه » . « 4 »

--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 357 به نقل از اختيار معرفة الرجال ( رجال كشى ) ، ص 390 - 391 ، ش 735 . نيز رك : ج 27 ، ص 166 - 202 ، ح 1 - 70 ، باب انّه « لا تقبل الله الأعمال إلّابالولاية » . ( 2 ) . در تاريخ الإسلام ( ج 35 ، ص 47 ) گفته كه او در معركه جنگ كشته شد و جسدش به بغداد حمل شد . ( 3 ) . الوافي بالوفيات ، ج 13 ، ص 321 « صاحب الحلّه » و ج 16 ، ص 171 « سيف الدولة صاحب الحلّة » . ( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 179 - 180 .